|
نوشته شده توسط hasti
|
|
۲۷ مرداد ۱۳۸۹ |
ختمی و بنفشه یا طنطور خطائی
سریر

دو جامعهء بابی و بهائی از بدایت تولّد تا کنون فراز و نشیبهای متفاوتی را طیّ کرده و در طول بیش از صد و شصت سال حیات خود شاهد رفتارهای متفاوت نفوس انسانی در این اقلیم قدسی بودهاند. اگرچه، بنا به مندرجات کتاب عظیم یکی از بهائیان، که به طور مستند، دربارهء گزارشهای بیگانگان از وقایع ایران در ارتباط این دو دیانت مرقوم داشته، توصیفات ضدّ و نقیضی از این وقایع در بایگانیهای ممالک عمده و برخی کتب سیّاحان و بعضی از جراید آن زمان وجود دارد، امّا هیچگاه شهرت و اعتباری چون این زمان نیافته و ابداً مظلومیت و مقهوریت پیروان جامعهء بهائی تا بدین حدّ انظار اهل عالم را به خود جلب نکرده بود.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط hasti
|
|
۲۲ مرداد ۱۳۸۹ |
دین بهائی و نگرش فراسکولار: دین و عقل در حوزۀ اجتماع
کاویان صادق زاده میلانی

از دید اکثر ایرانیان نسل حاضر، عقل و خرد روش راهبرد درست و صحیح جامعه، و جدایی دین از سیاست است. از پی ِ انقلاب اسلامی و عدم موفقیت نظام جمهوری اسلامی در تلفیق دین و سیاست که منجر به آسیبهای اجتماعی بسیار و ظلم زیاد در حق دگراندیشان و رقیبان سیاسی به اسم دین و مذهب شد، این چنین گرایشهایی لائیک و سکولار عجیب بنظر نمی رسد.
در این یادداشت کوتاه و ابتدایی حضور عقل و دین را در فضای جامعه در پس ِ تجربۀ سی سالۀ انقلاب اسلامی و در آئینۀ تاریخ بررسی می کنم. این یادداشت را باید فقظ سرآغازی برای گفت و شنود در این مقوله دانست و نه بیش از یک فتح باب برای بررسیهای آینده.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط دبیر
|
|
۱۷ مرداد ۱۳۸۹ |
محکومیت یا محبوبیت
تاکنشان

لله الحمد و المنّه که بالاخره مسئولین امور و ملاذ جمهور، در پی مشورتهای بسیار، و ارائه نکردن اسناد ادّعایی بیشمار، تصمیم خود را گرفتند که یاران ایران مدّت بیست سال در زاویه زندان به سر ببرند. تا اینجای خبر زیاد دور از انتظار نیست و در این یادداشت هم هیچ اعتراضی بر این تصمیم وارد نمیشود و هیچ مُهر تأییدی هم بر آن زده نخواهد شد. آنچه که نوشته میشود نه از روی خشم است که فردا کیهانیان داد سخن بدهند که بهائیان از محکومیت سرانشان خشمگین شدند؛ نه از روی حیرت است که، به قول سعدی، اگر جز این بودی عجب نمودی؛ و نه از آن جهت که مبادا گفته شود که محکومیت یاران ایران سبب سکوت و سرخوردگی بهائیان گشته است. فقط به بررسی یک نکته میپردازم که آیا در این میان جمهوری اسلامی با همه یال و کوپالش سرفراز از میدان در آمد یا یاران ایران که بدون ملجأ و پناه بودند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط دبیر
|
|
۱۷ مرداد ۱۳۸۹ |
|
حافظ از خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم
نقدی کوتاه بر مقالۀ آقای میثم شریفی نسب در نقد مقالۀ «نگاهی تاریخی به مسالۀ قائم در شیعۀ دوازده امامی»
کاویان صادق زاده میلانی
اخیراًَ آقای شریفی نسب بر حقیر منت گذاشتند و مقاله ای در نقد و ردّ مقالۀ من تحت عنوان «نگاهی تاریخی به مسالۀ قائم در شیعۀ دوازده امامی» ارائه کردند که در سایت نگاه نصب شده است. چکیدۀ کلام این است که اقای شریفی نسب در هیچ موردی از موارد زیر بحث و مواردی که من نقد کرده بودم مطلب تازه ای بیان نفرمودند و در تمامی معضلات تاریخی مطرح شده از محک زدن موارد نقد خودداری کردند و صرفا ً به تکرار بدون پایۀ باورهای دینی خویش پرداخته اند و ارائه ماخذ از مراجع ارتودکس و سخت باور شیعه دوازده امامی بسنده کرده اند بدون هیچ بررسی و محک و نقد و حتی پذیرش نقد پذیری. تنها حرف تازۀ ایشان این است که چون عبدالبهاء در مفاوضات فرموده دوازده نقیب در همۀ ادیان داشته ایم، پس باور به دوازده امام ضرورت بهائی بودن است و کلام من تناقض با بیان عبدالبهاء دارد و لذا اشتباه است. از اینکه آقای شریفی نسب اقتدا به بیان عبدالبهاء می کنند البته سپاسگزارم ولی آیا ایشان تمام بیانات عبدالبهاء را بی چون و چرا می پذیرند یا آنچه را صلاح و مصلحت جدلی می بینند گلچین کرده ارائه می کنند؟ آنهم بدون نقد و بررسی. مثلا در دین بابی کدامین دوازده نفر نقیب بوده اند؟ یا در دین مسیحی کدام دوازده حواری بوده اند؟ یا یوحنا اسخریوطی که به مسیح خیانت کرد جزو دوازده است یا پس یازده حواری داریم؟ یا پولس که خود را از حواریون می شمرد نیز حساب است؟
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط دبیر
|
|
۱۷ مرداد ۱۳۸۹ |
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی نامغرضانه به "مسالهی قائم در شیعهی دوازده امامی"
میثم شریفی نسب
این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.
اشاره:
چند ماه پیشتر در یکی از سایتهای بهائی، نوشتاری با عنوان «نگاهی تاریخی به مسالۀ قائم در شیعۀ دوازده امامی» به قلم فردی به نام آقای کاویان میلانی منتشر شد. سخنانی که در آن مقاله بیان شده بود، متضمن ادعاهایی ناصواب بود که ذکرشان در صورت وجود اندک آشنایی با متون تاریخی، بعید به نظر میرسید. ولی از آنجائی که نویسندهی مقاله پس از آن بارها و بعضاًَ در ضمن متنهایی تند و زننده بر مدّعیات خود پای فشردند، با اغماض از نحوهی تکلّم بیادبانهی ایشان، این مقاله را برای پاسخگویی به محتوای کلامشان برای همان وبسایت ارسال میکنیم و به فضل خدا سرفصلهای اصلی طرح شده را پاسخ میگوییم.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط دبیر
|
|
۱۷ مرداد ۱۳۸۹ |
توضیح سردبیر: پیرو انتشار مقالۀ زیر از اقای صادق زاده میلانی نقدی از آقای میثم شریفی نسب در مورد متن مقاله و روش تحقیق پیرامون مسالۀ قائم و غیبت امام دوازدهم در این مورد رسید که فردا روی سایت نصب می شود. بنابر اینکه مسالۀ زیر نقد در راستای فلسفۀ سایت نیست این سیاست اتخاذ شد که به درج نقد و تحقیق اقای شریفی نسب در یک مقاله پرداخته شود و بنابر اخلاق رسانه ای به دکتر صادق زاده میلانی نیز فضای یک پاسخ داده خواهد شد. دلیل این نیز مشخص است و اینکه اقای شریفی نسب مقالۀ شخصی را زیر سوال برده اند و لذا نویسنده حق جواب دارد. از اقای شریفی نسب هم درخواست شد که محتوای خود را در یک مقاله ارائه دهند. این مطلب و سیاست سایت در این باره به طرفین القا شده است. اقای شریفی نسب حق این را دارند که به نقدهای بعدی پاسخ دهند ولی سایت نگاه نقدهای بعدی این مناظره را نصب نمی کند و تعهدی در این باره نمی کند. متاسفانه با وجود تاکید مکرر اقای شریفی نسب پایان مقاله خود را به گزاره «ادامه دارد» آراسته اند که امید آن داریم که در فضایی دیگر ادامه دهند. حال این مقالۀ آغازین و زیر نقد است که عرضه می شود.
نگاهی تاریخی به مسالۀ قائم در شیعۀ دوازده امامی
کاویان صادق زاده میلانی
در دنبالۀ بحثهای اخیر در وبلاگ نگاهی دیگر در مورد قیام قائم و برپا شدن قیامت فرصتی دست داد تا به بررسی برخی از مسائل تاریخی پیرامون ادعای تولد و حیات و غیبت فرزند امام یازدهم شیعیان، امام حسن عسکری بپردازم. در مقالۀ زیر برخی گسستگی های تاریخی وقایع مربوط به ادعای وجود امام غائب را محک می زنم. سپس برای نمونه یک نمونه تغییر و تحول در متن حدیث از المحاسن به اصول کافی برای توجیه مسالۀ غیبت و تولد قائم و تطبیق آن بر فرزند امام حسن عسکری را بررسی می کنم. اين را باید در سرآغاز سخن بیاورم که البته بحث تاریخی و تحلیلی پیرامون مسالۀ غیبت و امام دوازدهم از نگرش بیطرفانه و آکادمیک با نگاهی درون دینی تفاوت دارد و من پیشاپیش از عزیزان شیعه که این بحث را خوشایند نمی بینند پوزش می خواهم و البته تیغ تحلیل ابزاری است که بی طرفانه می بُرد و می شکافد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط hasti
|
|
۱۶ مرداد ۱۳۸۹ |
معنای عدالت چیست؟
تاکنشان

گفته میشود که برای عدالت دو تعریف بیان کردهاند. تعریف مشهور آن "اعطاء کلّ ذیحقٍّ حقَّهُ" است. تعریف دیگرش همان قانون طلایی است که "بر دیگری مپسند آنچه که بر تو نیست پسند." این تعریف تقریباً در تمامی مکاتب و ادیان آمده و از هر قلمی به نوعی و به کلامی صادر شده است. جالب اینجا است که اگر به گروهی یا قومی نسبت ظلم و بیعدالتی داده شود بلافاصله از خود دفاع میکند و از این انتساب سخت برافروخته و برآشفته میشود، امّا در عمل خلاف عدالت رفتار میکند.
در نگاهی به تاریخ بشر، تکرار این بیعدالتی مشاهده میشود. شاید قانون قصاص که در تاریخ ادیان بیسابقه نیست، ارادهء خداوند است که به بشر بفهماند این ظلم که در حقّ دیگری روا میداری، اینک خود تو طعم آن را بیازمای تا بدانی که چقدر تلخ است و همراه با مرارت که تحمّل نتوانی کرد. پس این قصاص از طرفی سبب تنبّه آن فرد شود و از طرفی سبب آگاهی دیگران که این رنج را بر دیگران تحمیل ننمایند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط hasti
|
|
۱۳ مرداد ۱۳۸۹ |
مسالۀ تبلیغ در فلسطین عثمانی و سرزمین شام
کاویان صادق زاده میلانی
پیرو برخی کامنتها و اظهارنظرها پیرامون مسالۀ تبلیغ در اسراییل امروزی که مطابق معمول در عین نادانی و ناآگاهی خُرده می گرفتند و در مورد تبلیغ در اراضی فلسطین و شام عثمانی ایراد می گرفتند به ذکر دو نکته کفایت می کنم. در سالهای اخیر شنیده شده که این سوال از سوی بهائی ستیزان نیز مطرح می شود که چرا بهائیان در اسرائیل تبلیغ نمی کنند؟
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
۰۴ مرداد ۱۳۸۹ |
تساوی حقوق زن و مرد: بحثی تحلیلی از دیدگاهی بهائی
بهروز ثابت
تساوی حقوق زن و مرد از تعالیم اساسی دیانت بهائی است . آثار بهائی مکرر این اصل را تایید و تاکید و تشریح کرده اند و لغو تعصبات و ایجاد مساوات میان مرد و زن را لازمه ترقی بشر و تحقق صلح جهانی دانسته اند . حضرت عبدالبهاء در خطابات خود در غرب مساوات زن و مرد را به عنوان یکی از تعالیم اساسی دیانت بهائی و از ارکان تمدن آینده جهان معرفی کرد. او تاکید میکرد که رجال و نساء ( مرد و زن ) در نزد خداوند یکسان اند. جمیع نوع انسان از سلاله آدم اند. ممکن نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله زنان و مردان . "در نزد خدا زنی و مردی نیست هر کس قلبش روشن تر است نزد خدا مقرب تر است و هرکس ایمانش بیشتراست نزد خدا مقبول تر. " از دیدگاه ایشان تفاوت جنس امری طبیعی است و نباید توجیهی برای تبعیض اجتماعی گردد. علت اصلی هرگونه عقب افتادگی اجتماعی در فقدان تعلیم و تربیت است. چون زن و مرد از آن بهره مند شوند هر دو می توانند در مراتب کمال پیشرفت و ترقی نمایند. عالم انسان پرنده ای است که دو بال آن زن و مرد هستند و لذا مقتضیات ترقی و پرواز ایجاب می کند که هر دو بال با تعادل و توازن حرکت کنند . هیئت اجتماع بدون شرکت زنان ناقص و ناکامل است و عدم مساوات مخالف ر ضای الهی و مقتضیات عدالت و انصاف. " چه بسیار زنان پیدا شده اند که فخر رجال بوده اند . مثل حضرت مریم که فخر رجال بوده و مریم مجدلیه غبطه رجال بود. مریم ام یعقوب قدوه رجال بود ( یعنی مردان از او تأسی و پیروی می کردند ) آسیه دختر فرعون فخر رجال بود. سارا زن ابراهیم فخر رجال بود و همچنین امثال آنها بسیار است. حضرت فاطمه شمع انجمن نساء بود. حضرت قرة العین کوکب نورانی روشن بود و در این عصر الیوم در ایران زنانی هستند که فخر رجال اند، عالم اند، شاعرند، واقف اند، در نهایت شجاع هستند . "
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
۳۱ تير ۱۳۸۹ |
برخی پرسشها برای بررسی و معرفی هویت جنسیتی
این پرسشها برای شروع بحث مربوط به هویت جنسیتی و برابری حقوق زن و مرد است.
1. نقش قدرت جسمانی یا فکری در شکل گیری هویت زنان چیست؟ روال جوامع سنتی در شکل گیری نقش زنان و وابسته دانستن آن به قدرت جسمانی چیست؟ آیا در جوامع مدرن پیشرفت بر پایهء آگاهی، هوش و خلاقیت است؟ آیا زنان فضا و میدان کافی برای پیشرفت بر مبنای استعدادهای خود را دارند؟
|
|
ادامه مطلب ...
|